غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

467

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

متحصن گشت و قزل بلوازم محاصره پرداخت و چون نزديك به آن رسيد كه پيكر ظفر جلوه‌گر آيد ناگاه خبر شهادت خواجه نظام الملك بر دست ابو طاهر اوانى كه از جملهء فدائيان حسن صباح بود انتشار يافت و متعاقب آن واقعه خبر فوت سلطان ملكشاه نيز بتواتر پيوست لاجرم آن لشكر از هم فروريخت و هركس به طرفى گريخت و نزاع سلطان بر كيارق و سلطان محمد مدد علت شده كار اسمعيليه ترقى تمام گرفت و قلعه گرد كوه و لامير نيز بتحت تصرف حسن درآمد آنگاه فدائيان جهة قتل علماء و فقها و جماعتى كه با ملاحده تعصب داشتند در اطراف آفاق متفرق گشتند و بسيارى از آن طايفه را به زخم كارد و خنجر كشتند از آن جمله در شهور سنهء ثمان و ثمانين و اربعمائه امير ارغش ملكشاهى را عبد الرحمن خراسانى بقتل رسانيد و هم درين سال ابو مسلم كه رئيس رى بود بسعى خداداد رازى مقتول گرديد و همدرين سال رفيق قهستانى امير ترسن ملكشاهى را بجوار رحمت جاودانى فرستاد و در ماه محرم سنهء تسع و ثمانين و اربعمائه امير اترك ملكشاهى به زخم تيغ حسين خوارزمى رخت هستى بباد فنا داد و مقارن آن حال امير سياه‌پوش نيز كشته گشت و كجش كه قايم‌مقام ارغش بود بسبب اصابت زخم ابراهيم دماوندى درگذشت و در بيست و سيوم رجب سنهء تسعين و اربعمائه هادى كياعلوى كه در گيلان دعوى امامت ميكرد بر دست ابراهيم و محمد روى بعالم عقبى آورد و در بيست و هشتم ماه مذكور ابو الفتح دردانه دهستانى كه وزير بر كيارق بود به زخم كارد غلام رومى جهان فانى را بدرود كرد و در شوال همان سال امير بيرزن ملكشاهى بر دست ابراهيم خراسانى بقتل رسيد و در بيست و چهارم شعبان سنهء احدى و تسعين و اربعمائه اسكندر صوفى قزوينى به زخم خنجر رفيق قهستانى شهيد گرديد و در همين ماه ابو المظفر خجندى مفتى كه فاضل‌ترين واعظان اصفهان بود و نسبش بمهلب بن ابى صفره ميرسيد بر دست ابو الفتح سنجرى كشته گشت و در سنهء مذكوره والى دهستان سنقرچه در آمل به زخم تيغ محمد دهستانى درگذشت و در يازدهم محرم سنه اثنى و تسعين و اربعمائه ابو القاسم كرخى مفتى بسعى حسن دماوندى راه عالم ابدى پيش گرفت و در بيست و هفتم رمضان سنهء مذكوره رشتهء حيات ابو الفرج قراتكين بتحريك شمشير ديگرى از ملاحده سمت انقطاع پذيرفت و هم درين سال حاكم دياربكر و شام امير اسپهسالار كه باتابك مودود ملقب بود قصر حيات را بدرود نمود و در همين سال ابو عبيده مستوفى بر دست رستم دماوندى رخت بقا بباد فنا داد و در همين سال ابو جعفر شاطبى رازى بضرب تيغ محمد دماوندى از پاى درافتاد و در ماه محرم سنه ثلث و تسعين و اربعمائه قاضى كرمان از ضرب تيغ حسن سراج روى بجهان جاودان آورد و در صفر همين سال قاضى عبد اللّه اصفهانى باهتمام ابو العباس نقيب مشهدى بعالم ابدى انتقال كرد و در روز عاشورا سنهء خمسين و خمسمائه فخر الملك بن نظام الملك كه وزير سلطان سنجر بود در نيشاپور بضرب خنجر ديگرى از اهل فجور از عالم انتقال نمود و در ماه ربيع الاخر سال مذكور ابو احمد كيسان قزوينى بر دست رفيق قهستانى از جهان فانى نقل فرمود و در ماه محرم سنه عشر و خمسمائه احمد كردى بضرب خنجر